تبليغاتX
یادداشت های لوکی - مطلب جالب انگوزناک!

یادداشت های لوکی

مطلب جالب انگوزناک!

بعداً نوشت : 


دخترک : 

من برای هیچ کسو نخوندم و نمیدونم تایید المیرا برای چی بود واقعا ...










اصلا خوشم نیومد ... نمیدونم چرا المیرا فکر کرده خوشم میاد ...
اصلا هم تصویر درستی نبود !
لطفا برای اینجور پستا از آدم اجازه بگیرین

 

لوکی :


حالا خوبه که ما گفتیم اینا فقط تصورات ماست و احتمالا درست نباشه!

اگر خوشتان نیامد این نظر شخصی شماست و برای خودتان و ما محترم است!

ما از همین تریبون استفاده می کنیم و اعلام می کنیم و هر چیزی رو که در مورد دخترک گفتیم تکذیب می کنیم و یا اینکه می گوییم اغفالمان کردند و باید حرف رهبرمان را گوش می دادیم!

چطور کلیه مسئولین مملکتمون میتونن جلوی صدتا دوربین و انواع و اقسام دستگاه های ضبط صدا صحبتی رو به زبون بیارن فرداش هم تکذیبش کنن! ما نمی تونیم؟ 

دخترک جان من معذرت می خواهم از این مطالبی که در مورد شما نوشتیم و به شما برخورد! مطمئن باشید که دیگر حتی یک کلمه هم که ربطی به شما داشته باشه نخواهیم نوشت! و از اینکه موجب آزرده خاطر شدن شما گشتیم یک دنیا معذرت خواهی به شما بدهکاریم! و سر همون پلی که همه ازش حرف میزنن میتونی یقه ما را بگیری و ما را پرت کنی پایین ! ولی بدانید اگر مطلبی در مورد شما نوشتیم به خاطر این بوده که شما را از دوستان خود دانسته بودیم و از روی همین پنداشت غلط در مورد شما مطلب نوشتیم! و خلاصه از اینکه اشتباه ما را به ما یادآور شدید متشکریم و بعد از این در انتخاب و گزینش دوستان دقت بیشتری خواهیم کرد!

بقیه دوستان هم اگر تیر و ترکش مطلب ما بهشان برخورده ، ابراز نمایند تا معذرت خواهی کنیم! تا خونمان گرم است و روی دور معذرت خواهی هستیم!




الان یه دو ماهی میشه که بعد از سال ها به دنیای مجازی و دوستان مجازی و وبلاگ نویسی و این حرفا پیوستم. البته ناگفته نماند که بر گشتن دوباره مو مدیون فریتی هستم.خلاصه اینکه تو این دنیای مجازی هر کسی با یه سری افرادی به طوری مجازی ارتباط پیدا می کنه! (البته بعضی وقتا این ارتباطات به دنیای واقعی هم کشیده میشه!) خب تا وقتی که فرد مقابل رو ندیدین، با توجه به نوشته هاش، نوع حرف زدنش و حتی قالب وبلاگش یه تصویری تو ذهن ازش ساخته میشه! بعضی وقتا ممکنه اون تصویر شبیه فرد مورد نظر باشه و بعضی وقتا هم ممکنه که اصلا ربطی به اون نداشته باشه و صرفا زائیده تخیلات ما باشه!

تو این پست که چند وقته می خواستم بنویسم و به تاخیر افتاده ، قصد داشتم تصاویری که از دوستانی که میان اینجا و من میرم وبلاگشون رو توصیف کنم، البته بابا لنگ دراز پنج فوتی توی چند پست قبلش یه کاری شبیه به این رو انجام داد ولی اون فقط یه توصیفی از شخصیتشون کرد. ولی من قصد داشتم و دارم علاوه بر خصوصیات شخصیتی که از اون ها تو این چند مدت ، تو ذهنم نقش بسته،یه توصیفی از ظاهر اون ها داشته باشم. البته گفتم ممکنه که اون تصویری تو ذهن من هست هیچ ربطی به فرد مورد نظر نداشته باشه و من فقط از روی نوشته و حرفاشون دارم اون تصور خودم رو بیان می کنم :

(البته یه وقت سوء تفاهم نشه، اینجا من نمی خوام رمالی و کف بینی و ... راه بندازم گفته باشما!)

1 – فریتی  : اول از فریتی شروع می کنم! به همون دلیلی که در بالا خدمتتون عرض شد!
فریتی یه دختر به ظاهر خیلی آرومه که خیلی کم عصبانیتشو کسی میبینه و حتی وقتایی که عصبانی میشه تو وجود خودش داد میزنه و اعصاب خوردیاشو تو دل خودش میریزه ، از نوشته هاش خیلی خوشم میاد چون گرچه نوشته هاش همه احساسیه که در مورد چیزهای مختلفه و داره بیانشون می کنه، ولی اغلب یه طنزای خیلی ظریفی توش هست که من خیلی دوست دارم.

از لحاظ ظاهری فکر می کنم قد بلند، رنگ پوست سبزه، رنگ چشماش مشکی، و هیکلش هم فکر می کنم متوسط باشه نه چاق و نه لاغر! به رنگ سبز هم خیلی علاقه داره! (شاید به خاطر قالب وبلاگش این احساس توی من به وجود اومده!)

 

 

2 – پوریا منزه : پوریا از معدود دوستانی هست که یه ارتباط کوچیکی هم تو دنیای واقعی بین ما به وجود اومده و یه چند باری هم با هم چتیدیم! دمش گرم پسر خیلی با حال و به قو ل خودشون : "خومونیه!"

اطلاعات عمومی خوبی داره و اهل مطالعه که گاهی وقتا بهش حسودیم میشه که چرا وقت ندارم که مث اون بشینم کتاب بخونم و فیلم ببینم.

از لحاظ شخصیتی یه جورایی شبیه خودمه! از اونایی هست که خیلی زود قاطی میکنه و ممکنه یه دفه طرفو بشوره بذاره کنار! ولی در عین حال احساساتیه! که این ویژگی آخری رو آدمای قد بلند همه دارن. البته من فکر می کنم قد بلنده با هیکل متوسط. یه قانونی هست که میگن آدمای قدبلند، آدمای احساساتی و کم حوصله ای هستن و خیلی زود پیر میشن ولی آدمای قدکوتاه، آدمای خیلی مغروری هستن که بیشتر همه چی رو با منطق خودشون محاسبه میکنن و خیلی دیر هم پیر میشن! پوریا یه جنوبی به تمام معناست. با مرام! باحال! خونگرم! و قیافش هم یک آبادانی اصیله!

پوریاجون خیلی مخلصیم!

 

3 – بابا لنگ دراز پنج فوتی : از طنزاش خیلی خوشم میاد... چون واقعا خیلی از واقعیاتی رو که برای ما دیگه عادی شده به راحتی به چالش میکشه و طنزاش خیلی قویه! در ضمن صراحتش تو گفتن موضوعات هم لنگه نداره!

از لحاظ ظاهری هم قبل از اینکه اون دیکلمه شو گوش بدم به نظرم خیلی از لحاظ سنی بالاتر میزد مثلا بین 28 تا 30 سال ولی بعد از گوش دادن دیکلمه ش و اون عکس یک چهارم از صورتش یاد این ضرب المثل : "فلفل نبین چه ریزه! " درشتاشو سوا کن! افتادم. از لحاظ شخصیتی هم از اون آدمایی هست که از عهده هر کاری برمیاد و هر کاری رو که بره پاش به نحو احسن انجام میده و در کل آدمیه که غم و ناراحتیش رو با خنده بروز میده! و موقع خندیدن احتمالا خیلی بلند بلند میخنده و هر وقت هم که میخنده تو وجود خودش داره گریه میکنه! و در کل گریه شو هیچ وقت کسی نمیبینه! دغدغه های فکری خیلی زیادی داره و بیشتر از اون که به فکر مشغولیات فکری خودش باشه ، مشکلات بقیه ناراحتش میکنه!

چون عکسشو گذاشته بود دیگه در مورد ظاهرش صحبت نمی کنم ولی خیلی شبیه تصوری بود که من ازش داشتم.

 

4 – مهراوه : نمی دونم چرا از روزی که اولین مطلب از وبلاگش رو خوندم احساس میکنم که همیشه مقنعه می پوشه! یعنی تو ذهنم همیشه با مقنعه مجسمش کردم! بیشتر با لباسای رسمی تصورش میکنم. خیلی جالب می نویسه. صبر و حوصله ش خیلی زیاده ولی هر وقت که قاطی کرد، دیگه قاطی کرده! و هیشکی جلودارش نیست. تو تخیلاتش شخصیت جالبی داره و در کل خیلی آدم باحالیه! از اون کسایی هست که همیشه یه حرفی واسه گفتن داره! از نوشته هاش خیلی خوشم میاد و اونم تقریبا مثل فریتی می نویسه.

از لحاظ ظاهری قدش متوسطه و رنگ پوستش روشن، بیشتر لباسای رنگ تیره میپوشه، صورت گردی داره و اندامش هم متوسط رو به چاق! آدم خیلی منطقیه!

 

5 – مستر افشین : از لحاظ ظاهری قدش متوسطه و لاغر اندام ، صورت لاغری داره با موهای مشکی! تو روابط اجتماعی آدم شوخی به نظر میرسه و یه مقدار نسبت به اطرافش دلسوزی به خرج میده! فکر می کنم فوتبال رو خوب بازی میکنه!

نسبت به هم سن و سالاش خیلی بیشتر میدونه و آدمی نیست که وقتشو سر چیزای بیخود هدر بده و مثبت اندیشه! بیشتر نوشته هاش طنزای درام هستن و طنزایی که مینویسه برعکس طنزای بابا لنگ درازه! میتونه نمایشنامه نویس خوبی بشه البته اگه علاقه داشته باشه!

 

6 – دخترک : نوشته هاش فقط برای خودشه یعنی اینکه فقط برای خودش می نویسه و کاری نداره به اینکه بقیه چی فکر کنن در مورد نوشته هاش! آدم خودساخته ایه ولی اعتماد به نفسش کمه! اگه اعتماد به نفسشو زیاد کنه موفقیت های زیادی به دست میاره. هر وقت که نوشته هاشو میخونم یاد یه باغ می افتم با درختای بلند که برگاشون ریخته و توی یه بعد از ظهر باد، برگارو این ور و اون ور می بره و همیشه صدای غار غار کلاغا رو می شنوم موقعی که دارم نوشته ها شو می خونم.

از لحاظ ظاهری قدش متوسطه و هیکلش هم متوسط رو به چاق و رنگ پوستش هم سبزه ست. بیشتر با یه شلوار جین مشکی و یه مانتوی تیره (البته نه مشکی) یه کیف به رنگ کرم و یه صندل تو ذهنم مجسم میشه!

 

7 – پت : هر وقت میرم تو وبلاگش احساس می کنم کنار یه لونه مورچه وایسادم (اینقدر از شکلک استفاده میکنه) و هی احساس می کنم که مورچه ها دارن از پر و پاچم بالا میرن! آدم خیلی رکیه و خیلی صریح! از اون آدمایی هست که نمیشه چیزی بهشون گفت و اگه بگی بالای چشت ابرو یه چیزی طرفت پرت میکنن! به نظر میاد مشهدی باشه!

از لحاظ ظاهری قد متوسط و لاغر اندام و صورتش هم کمی لاغره! رنگ پوستش هم روشنه! بیشتر تو یه اتاق که اونجا دو نفر نشستن پشت دو تا کامپیوتر (مثلا توی بانک) تصورش کردم!

 

8 – سارا (صدگل) : مشغولیات فکری زیادی داره و در کل آدم غیرقابل پیش بینیه! اگه تو جمع با هم نشسته باشین یهو میبینین یه چیزی میگه همه انگشت به دهن میمونین! آدم خیلی مثبیته! و در آینده هم موفق خواهد بود! از نوشته هاش خیلی خوشم میاد، چون کوتاه مینویسه و باحال! توی یکی دو جمله مطلبو ادا می کنه و در کل آدمی نیست که لقمه رو دور سرش بچرخونه!

از لحاظ ظاهری قد متوسط و اندام متناسب، رنگ پوست روشن

 

9 – سارای : فوق العاده انرژیک و شلوغ! آدمیه نمی تونه یه جا درست و حسابی بیشنه و ساکت باشه! اگه توی جمع رسمی باشه معمولا ساکته و هیچی نمیگه و فقط گوش میکنه ولی وای به حال اینکه جمع دوستانه باشه! در اون صورت مدام ورج و وورجه میکنه! (ببخش سارا جان!) هر وقت نوشته هاشو میخونم بعد از تموم شدنش احساس درد میکنم تو عضلاتم. چون اینقد طولانی مینویسه آدم خسته میشه ولی چون یه موضوع خیلی عادی رو باحال تعریف میکنه نمیشه نوشته هاشو نخوند! رمان نویس بالقوه ایه !

از لحاظ ظاهری قدکوتاه و لاغر اندامه! با رنگ پوست روشن!

 

10 – هلی : طنزاشو با حال و از روی فکر می نویسه! تو تصمیم گیری خیلی دقت میکنه و تا تمام جوانب رو نسنجه تصمیمشو نمی گیره و در کل آدم فوق العاده محافظه کاریه!

از لحاظ ظاهری قد متوسط ، اندام متوسط رو به لاغر و رنگ پوست سبزه

 

11 – آقای کدو : نوشته هاش در کل جالبن ، متنوع مینویسه ! خیلی دوست داره طنز بنویسه ولی احساس می کنم هنوز نتونسته به طور کامل با طنز کنار بیاد و هنوز به طور کامل به این نتیجه نرسیده که طنز بهترین راه گفتن مطالبه! (البته به نظر من)

از لحاظ ظاهری قدش متوسطه با اندام متوسط

 

12 – المیرا : یه جورایی دغدغه هایی که داره شبیه دغدغه های خودمه و در کل از همه چی شاکیه! به نظر من شخص باتجربه ایه و یک مشاور خوب برای دوستانش! البته توی دنیای واقعی فکر می کنم که بیشتر با تنهایی حال می کنه!

از لحاظ ظاهری قد بلند و اندام متوسط و رنگ پوست روشن!

 

13 – صبا : ایشون عیال بنده هستن! شعرایی هم که تو وبلاگشون می نویسن مال خودشونه!

 

 

پی نوشت :

1 – از دوشیزه ، بانو یوتاب ، تارا ، موسیو گلابی ، آمیب 45 کروموزومی ، شیخ حقگو ، خاتون و داش علی به خاطر مطالب خوبی که تو وبلاگشون می نویسن و ما هم کسب فیض می کنیم ، تشکر می شود و اگر عزیزی را از قلم انداخته ایم ، حلالمان کنند که یک وقت حرام نشویم!

2 – اگر از دوستان کسانی هستند که در مورد مطالب گفته شده اعتراض دارند، می توانند در قسمت کامنت ها حرف های خود را بگویند تا ما در پست بعد قرار دهیم تا رفع شبهه شود. ولی اگر کسی هست که می خواهد این مطالب پاک شود، باید بگویم که ما این کار را نخواهیم کرد چون هم تصورات متعلق به ماست و هم وبلاگ!

3 – باز هم تکرار می شود که مطالبی که اینجا گفته شد فقط تصورات ما هستند و ممکن است که با واقعیت هیچ همخوانی نداشته باشند پس دوستان یک وقت جوش بیخودی نزنید!

4 – دوستان هم می توانند در وبلاگ خود تصوراتشون رو در مورد دوستان با ملاحظه مسائل اخلاقی – اسلامی! به زبان بیاورند.

+ نوشته شده در  جمعه پانزدهم آبان 1388ساعت 17:9  توسط لوکی  |